|
شب جمعه مراسم جشنی را برای همکاران و خانواده هایشان برگزار کردیم به مناسبت عید سعید غدیر خم. حسین رفیعی عزیز، مجری برنامه بود و خاله سارا و امیر محمد و یک گروه نمایشی برنامه ویژه کودکان بود. حسین رفیعی، چند روز قبل اومده بود که برنامه ها را هماهنگ کنیم یکی دو ساعتی صحبت می کردیم و از بدی های شهرت می نالید. تعریف می کرد که با بچه های مجری هر هفته قرار میذارن میرن اماکن زیارتی. یک دفعه که رفته بودن امامزاده داود (ع) بعد از اینکه نماز خوندن و زیارت کردن دیدن جمعیت گوشه ای ایستادن و منتظر امضا گرفتن هستن. حسین هم که روحیه ای بذله گویی داره میره و با مردم سلام و چاق سلامتی می کنه که در همین حین نیروی انتظامی با باتوم می آید سراغش و حسین را میزنه و بهش میگه تو برای چی اینجا اومدی؟ می خواستی نظم اینجا رو بهم بهم بزنی؟ برو بیرون و... خلاصه این رو که تعریف کرد نمی دونستیم بخندیم یا ناراحت بشیم... البته ما هم خندیدیم و آخرش چندتا نچ نچ!
بگذریم ... خواننده مراسم هم احسان خواجه امیری بود و برنامه اش را هم با آهنگ معروف "برای اولین بار" که آهنگساز و تنظیم کننده اش خودش بود، شروع کرد. تحریرهای خیلی قشنگی اجرا میکنه. صداش یه نمه تو مایه های دکتر اصفهانیه. البته چون خیلی جوونه کمی ترس از صحنه یا به قول معروف Stage Fright داره.
این هم شعر این ترانه زیبا تقدیم به دوستانی که با این آهنگ، صفا می کنند! (امشب چرا اینجوری نوشتم!!!)
براي آخرين بار ، خداكنه بباره تو اين شب كويري ، يه قطره از ستاره
هميشه بودي و من ، تو رو نديدم انگار بگو بگو كه هستي ، براي آخرين بار
وقتي دوري ، تنهايي نزديكه قلبم بي تو ، ميترسه ، تاريكه
چه لحظه ها كه بي تو ، يكي يكي گذشتن عمرمو بردن اما ، يه لحظه بر نگشتن
تو چشم من نگاه كن ، منو به گريه نسپار حالا كه با تو هستم ، براي اولين بار
براي آخرين بار
وقتي دوري ، تنهايي نزديكه قلبم بي تو ، ميترسه ، تاريكه
برای شنیدن این آهنگ ابتدا وارد این صفحه بشید و روی اولین آهنگ کلیک کنید.
|