|
نشست دستاندركاران رسانه ها با جامعه علمي ارتباطات، شامگاه پنجشنبه شب 24 ارديبهشتماه به همت فرهنگسراي رسانه در هتل شيان برگزار شد. من اواسط سخنرانی آقای دکتر افخمی رسیدم. سخنرانی ها عمدتا کوتاه بود و دارای یک پیام کلیدی.
نوبت به سخنرانی آقای پرفسور معتمدنژاد شد که در سخنان 15 دقیقه ای خود یکی از پرمحتواترین سخنرانی ها را ایراد کردند. ایشان به تعطیلی رشته ارتباطات و روابط عمومی بعد از انقلاب اشاره کردند که مخالفان می گفتند چون رشته ای آمریکایی است نیازی نداریم در ایران این رشته ها باشد. بعد به راه اندازی مجدد این رشته و تاریخچه ای از سیر تحولات آموزشی این رشته در مقاطع مختلف مطالبی را بیان داشتند و افزودند: در سال 1369 کارشناسی ارشد ارتباطات و در سال1375 دکتری ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی ایجاد شد.
در ادامه هم پدر علم ارتباطات ایران به آمار جدید یونسکو که در سال 2009 منتشر شده اشاره کردند که تا این تاریخ 2 میلیارد دستگاه رایانه در جهان وجود دارد. 3.5 میلیارد رادیو و 2.5 میلیارد تلویزیون.
ده سال گذشته 182 میلیون کاربر اینترنت در جهان داشتیم که در آغاز سال 2009 به 1.5 میلیارد کاربر رسیده است. 400 میلیون نفر در جهان از اینترنت پرسرعت استفاده می کنند و 60 درصد کاربران اینترنت هم از اینترنت برای چت استفاده می کنند که اثرات مخربی را در پی دارد و در این زمینه باید هوشیار بود.
همچنین ایشان در این جلسه بیان داشتند من عبارت "مدیریت رسانه" که ترجمه Media Management است را صحیح نمی دانم و بهتر است بگوییم "مدیریت رسانه ها". چون مدیا در اصل جمع است.
به قول آقای علیرضا کتابدار، مجری برنامه که از دکتر خانیکی نقل قول می کرد، در این نشست ها و همایش ها، حاشیه ها جالب ترند!
همه چیز تا انتهای برنامه خوب پیش می رفت که دکتر علي محمدي استاد سابق دانشگاه ناتينگهام ترنت انگلستان میکروفن را گرفت و چند موضوعی که با هم ارتباط نداشت را مطرح کردند و از بیسوادی اهالی ارتباطات ایران گله کردند و مقصر روسای این دانشکده ها را دانستند که همینجور "کوپنی" در مقطع تحصیلات تکمیلی دانشجو می گیرند. در این رابطه عمدتا به دانشگاه آزاد اسلامی و دانشکده صدا وسیما حمله ور شدند.
به گفته برخی از مهمانان لحن ایشان بسیار تند و از روی عصبانیت بیان شد. من هم تمایلی ندارم که از صحبت های ایشان بنویسم. خصوصا جسارتی که به یکی از اساتید حاضر در جلسه کردند و نیش تند زبان ایشان چند نفر دیگر از اساتید را بی نصیب نگذاشت. اما چند نکته از صحبت های ایشان را با کمال احترام و ادب به ایشان متذکر می شوم و به عنوان یک دانشجوی دانشگاه آزاد گله مندی خودم را از ایشان اعلام می کنم. اگرچه تاکنون قلمم برای پرداختن به این موارد به کار نرفته بود ولی این را توهین به اساتید فرزانه ام در دانشگاه آزاد دیدم و نه صرف بنده حقیر که یک دانشجوی عادی است.
محور صحبت وی که منشا آن سخنان انتقادی دکتر گیویان بود این بود که در هرجای دنیا برای انجام کارهایشان یک قاعده و شیوه ای (Norm) دارند که اصلا این شیوه پذیرش دانشجو در مقاطع تحصیلات تکمیلی رعایت نمی شود وبه اساتید ارتباطات گفتند: "برای خودتان احترام قائل شوید و نگذارید اینقدر دانشجو به مقطع دکتری بروند! چرا که ملاشدن چه آسان، آدم شدن محال است!"
وی برای بیان این عبارت به مصداقی اشاره کرد که علیرغم استاد دانشگاه بودنش در انگلستان نتوانسته بود تا 6 سال گواهینامه بگیرد! چرا که شیوه انگلستان را رعایت نکرده بود. یعنی به گفته دکتر محمدی باید دو دستی رانندگی می کرد! و اینکه فرمان ماشین را به شیوه یک ربع به سه می گرفت! و این شد که بعد از شش سال تازه به این دو نکته پی بردند! و آن هم آخرسر که باز رد شدند به التماس به افسر گفتند که تو رو خدا من خسته شدم من استاد دانشگاهم، این گواهینامه را امضا کن!
وی در ادامه گفت: علت این بود من نُرم را رعایت نکرده بودم!
ولی تا آنجایی که من می دانم دو دستی گرفتن فرمان برای رانندگی در همه جا استاندارد است و آن هم باید به صورت ده و ده دقیقه گرفت و نه، یک ربع به سه! بخصوص در انگلستان! بگذریم... امیدوارم باقی صحبت های ایشان اینگونه مستدل نباشد!
در برابر این گفته ها صرفا دکتر گیویان پاسخ کوتاهی دادند و دکتر نعمتی که به نمایندگی از طرف جناب دکتر عقیلی و دانشگاه آزاد صحبتی کرده بودند، ترجیح دادند که سکوت بهترین جواب باشد!
آقای دکتر غلامرضا آذری هم که هیات علمی دانشگاه آزاد تهران مرکزی بودند، اخیرا به دانشگاه امام صادق (ع ) پیوستند و در این خصوص مطلبی را بیان نکردند.
سر میز شام استادی که کنارم نشسته بود با انتقاد از این لحن دکتر محمدی گفت: به کسی که تازه آمده بود شمال گفتند بالاخره جنگل رو دیدی؟ طرف هم جواب داد: نه بابا اینقدر درخت بود که نتوانستیم جنگل را ببینیم! حالا حکایت ماست که اینقدر غرق در مسایل دیگر هستیم که اصول اولیه و پایه های ارتباطات که همان "ارتباطات انسانی" است را فراموش کرده ایم.
در همین رابطه:
یادداشتی از امید جهانشاهی
|