|
زمانی که اولين بار آدام کاری، يکی از مجريان شبکه ام تی وی از معروفيت خود استفاده کرد و از پادکست (Podcast) نام برد، واژه های بلاگ و ويکی در سال ۲۰۰۴ وارد لغتنامه زبان انگليسی شده بودند.
معنای لغت پادکست به تنهايی از خودش قابل درک نيست. پاد (Pod) از پخش کننده موسيقی شرکت اپل، آی پاد (iPod)می آيد که اصولا ربطی به پادکست ندارد.
کست (Cast) از واژه برادکست (Broadcast) گرفته شده که به معنی پخش امواج راديويی برای کل يک جمعيت ساکن در يک منطقه جغرافيايی در زمانی مشخص است. اين واژه حتی به نوعی در مقابل مفهوم پادکست قرار می گيرد.
با اين حال اينک اين مباحث اهميتی ندارند و مثل وبلاگ يا ويکی، مردم پادکست را چيزی به غايت جالب توجه يافته اند.
بي بي سي در ادامه اين مطلب مي نويسد: پادکست برنامه ای صوتی است شامل هر چيز، از موسيقی تا مباحث فلسفی، اخبار حرفه ای تا خرناسه که بوسيله يک ميکروفن روی رايانه ضبط می شود و سپس فايل صوتی آن روی اينترنت قرار می گيرد.
در اينترنت مردم می توانند به آن گوش دهند، و مهمتر ازآن با اشتراک آن می توانند برنامه های آتی توليدکننده آن را به محض آماده شدن دريافت کرده، بشنوند.
با رواج پخش کننده های موسيقی همراه، مردم می توانند پادکست ها را علاوه بر رايانه های خود، در مسير رفت و آمد يا در خودروهايشان گوش دهند.
پخش کننده آی پاد نه تنها بر نحوه گوش کردن مردم به موسيقی تاثير گذاشته بلکه الهام بخش ابداع واژه پادکست نيز بوده است.
شايد بتوان گفت که رابطه پادکست با صدا تا حدی شبيه وبلاگ و متن است. با اين حال پادکست چيزی است که برخلاف پخش راديو، در هر زمان قابل شنيده شدن است و همچون وبلاگ نيازی نيست حين خواندن آن به اينترنت متصل باشيم.
از سوی ديگر تفاوت ديگر پادکست با وبلاگ يا ويکی در اين است که در آن مستقيما نمی توان دسترسی به پادکست های ديگر را فراهم کرد. پادكست رسانه ای به نسبت کمتر اجتماعی و انقلابی است .
راديو هميشه خيلی خوب خود را با شرايط وفق داده است. اين وسيله ابتدا مردم را در اتاق های پذيرايی دور خود جمع می کرد، با آمدن تلويزيون راديو به درون خودروها مهاجرت کرد تا در اوقات پر تردد مورد استفاده قرار گيرد. اينک پادکست ممکن است منادی مهاجرت تازه ای برای راديو باشد که هنوز محل و موردش ناشناخته است.
|