|
مقاله ای خواندنی از آقای دكتريونس شكرخواه درباره روابط عمومی. " ... بعضيها خيال ميكنند؛ روابط عمومي تشكيلاتي بسيار بزرگ و عريض و طويل است كه به اندازه يك چاپخانه بزرگ به نيرو نياز دارد؛
بضيها هم هستند كه گمان ميكنند روابط عمومي يك چيز لوس و تشريفاتي است كه به هيچ دردي نميخورد و حتي يك نفر هم براي اينكار زياد است. شما بين چاپخانهداران يا ليتوگرافي از اين حرفها نشنيدهايد؟ تازه آنهايي هم كه به داشتن روابط عمومي باور دارند؛ بيشتر فكر ميكنند كه كار روابط عمومي پذيرايي از ميهمانان و يا چسباندن عكس و تزيين در و ديوار است. اين عده حتي نقش تبليغاتگري محض را هم براي روابط عمومي – كه آن هم برداشتي غلط از روابط عمومي است- قائل نيستند. جالب اينجاست كه احساس نياز به داشتن روابط عمومي در بين چاپخانه داران يا ليتوگرافان و صحافان ميتواند بسيار پايينتر از ساير حرفهها باشد؛ علت اين امر اين است كه آنها خيال ميكنند چون خودشان و يا همكارانشان به چاپخانه و ساير ابزارهاي نشر دسترسي دارند هر وقت اراده كنند ميتوانند با چاپ چيزهايي دست به تبليغات بزنند و همه مسائل خود را حل كنند و بنابراين به روابط عمومي چه نيازي دارند اما نكته جالب درباره اين جمع اين است كه هر وقت از كارو بارشان بپرسي؛ راست يا دروغ از كسادي كسب و كار و بازار حرف ميزنند و همين اظهارات خودش خواسته و ناخواسته؛ نوعي اعتراف است به نداشتن روابط مناسب دروني در محل كار و نداشتن روابط عمومي مناسب در محيط عمومي ارتباطي و حرفهاي..." >>>
|