|
آقاي دكتر عليرضا ظهوري، استاد دانشگاه برادلي آمريكا، اين هفته پس از يك دوره تدريس چهارماهه در دانشگاه تهران، ايران را ترك كرد. تز دكتراي وي مقايسه فرهنگها بوده است. او چهار ماهي در دانشگاه تهران به تدريس درس اقتصاد رسانه مشغول بود.
او فوقليسانس دانشگاه ايالتي اوكلاهما در رشته راديو – تلويزيون و سينما و دكتراي ارتباطات جمعي را از دانشگاه اينديانا اخذ كرده است.
استاد، 28 سالي است كه ساكن آمريكاست و از معدود استادان ايراني مقيم آمريكاست كه تفاوتهاي مطبوعات غرب با رسانههاي شرقي را مورد مطالعه قرار مي دهد.
بخشي از گفتگوي هم ميهن با آقاي دكتر عليرضا ظهوري را در زير آورده ام:
· چرا اقتصاد رسانه مهم است؟ اهميت اقتصاد رسانهها در اين است كه امروزه رسانهها جزو جدانشدني از جامعه مدرن هستند. زماني كه يك جامعه مدرن تعريف ميشود، اين موضوع به ارتباطات بستگي دارد، اما تقريبا دو شاخص رفاه و امر سرمايهگذاري در كنار هم در يك جامعه مدرن وجود دارند. در واقع رفاهي براي مردم جامعه در نظر گرفته ميشود كه اين رفاه از طريق سرمايهگذاري به دست ميآيد.
با كنار هم قرار دادن اين دو موضوع، مردمي كه در يك جامعه باهم زندگي ميكنند و نياز به سرمايهگذاري و مصرف دارند نيازمند اطلاعات هستند. به همين دليل رسانهها جزو جدانشدني جامعه مدرن هستند. به اين دليل است كه ساكنان جامعه مدرن نيازمند اطلاعات هستند و اين تبادل اطلاعات سبب گردش چرخ اقتصادي كشور ميشود.
به عنوان مثال، اگر فردي خواهان خريد اتومبيل است، براي همين امر، اطلاعاتي مورد نياز است. تامين انواع مختلف ماشين چگونه بايد انتخاب شود؟ كدام را بايد انتخاب كرد؟ اين اطلاعات از طريق رسانهها به دست ميآيد. من در مورد ايران آگاهي ندارم ولي در ساير كشورها، شعبه ديگري از ارتباطات رشد كرده است كه آن روابط عمومي است.
· شعبهاي كه خود اطلاعرساني ميكند. در واقع مدير يك كارخانه اتومبيل وقتي ميخواهد با مردم صحبت كند بايد از طريق رسانهها با مردم ارتباط برقرار كند.
· كلمه سود در فرهنگ ما كلمهاي منفي است. در صورتي كه در جامعهاي مدرن، سود كلمهاي مثبت است و اين خود آغاز چالش است. در جوامع سنتي، سود بردن به معناي استثمار كردن ديگران است، ولي در جوامع سرمايهداري مانند آمريكا شاخص موفقيت سود است.
· نيويورك تايمز روزنامهاي قديمي است و عمر آن به160-150 سال پيش باز ميگردد. اين روزنامه در مبدا پيدايش خود، شامل تغييرات و تحولاتي بوده است و امروزه به جايي رسيده كه به سخنگوي جامعه آمريكا در خارج از آمريكا مبدل شده است، يعني سران ساير كشورها زماني كه ميخواهند در مورد سياستهاي آمريكا، اطلاعاتي به دست آورند اين روزنامه را مطالعه ميكنند. اما اگر مسائل اقتصادي آمريكا مطرح باشد روزنامه والاستريت ژورنال را مطالعه ميكنند.
· وال استريت ژورنال حدود 5/2 ميليون نسخه تيراژ و روزنامه نيويورك تايمز 5/1 ميليون نسخه تيراژ دارد. روزنامه USA today كه روزنامهاي عمومي است و طرفدار زيادي به علت خصلتهاي چاپي دارد با تيراژ بالاي 5/2 ميليون مقام اول را دارد.
· تمامي روزنامههاي معتبر و پر تيراژ آمريكا متعلق به صاحبان سهام هستند. بسياري از روزنامهها براي اينكه كنترل اداره روزنامه را از دست ندهند آن را 51-49 ميكنند يعني 49 درصد ارزش آن وارد بازار سهام شده و 51 درصد متعلق به افرادي است كه آن را اداره ميكنند.
مديريت رسانه
· امروزه روزنامهها از لحاظ مديريت مشاركتي هستند كه اين مورد به بحث اقتصاد رسانه و Jounalism management اشاره دارد.
· معمولا اين شركتها سعي دارند كه از نظر اداري، قسمت خبر را از تبليغ جدا كنند. روزنامهها در كل داراي سه قسمت، خبر، تبليغ و بازاريابي، فني و مديريت هستند. همه روزنامهها داراي اين الگو هستند و از اين طريق كار خود را دنبال ميكنند و به صورت مجزا عمل ميكنند يعني در كار يكديگر دخالت نميكنند.
· در آمريكا اگر روزنامهاي قرار باشد صبح در 12 صفحه چاپ شود، اول قسمت تبليغات تصميم ميگيرد چند صفحه را در اختيار آگهيها قرار دهد و آنچه كه باقي ماند تحت عنوان سوراخ خبر (News hole) است كه اين سوراخ را قسمت خبري بايد پر كند. سپس سردبير روزنامه Editor-in-chief با Managing Editor تصميم ميگيرند كه چگونه صفحات باقيمانده را پر كنند. نكته مورد توجه اين است كه تا يكسال گذشته هيچ روزنامهاي در آمريكا در صفحه اول خود تبليغات نداشت.
· ولي از سال گذشته اين روند تغيير كرده است از جمله روزنامههايي كه مبادرت به اين كار كردند نيويورك ديلينيوز بود. آنها تبليغي براي بازيهاي ورزشي در صفحه اول خود قرار دادند. والاستريت نيز بعدا اين پديده را تقليد كرد. البته زماني كه تبليغات در صفحه اول قرار ميگيرد، قيمت آن نيز به مراتب بالاتر است. من اين مورد را با روزنامههاي اطلاعات و كيهان مقايسه كردم كه نصف صفحه اول آنها به تبليغات اختصاص دارد.
· بنابراين پديده روزنامهنگاري بايد با اين دو جبهه مبارزه كند و مبارزه آن هم، مبارزه مالي است. زيرا وقتي منابع خبر از ساير موارد تامين ميشوند به دنبال اين روزنامهها نميروند و در نتيجه اينها نميتوانند سازمان آگهيها را متقاعد كنند تا از آنها صفحه تبليغي خريداري كنند. روزنامههاي آمريكا ممكن است كه در شهرهاي كوچك يا بزرگ باشند، اما از لحاظ مديريت به يك شكل اداره ميشوند.
|