تبليغاتX
وبلاگ روابط عمومی

وبلاگ روابط عمومی

کوته نوشته های حسين امامی درباره ارتباطات، رسانه و روابط عمومي

*پیمان قاسم خانی برای نوشتن فیلمنامه سینمایی "مارمولک"، سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر را دریافت کرده است و در آثار مهران مدیری سرپرستی نویسندگان را بر عهده دارد.

*پیمان قاسم خانی در سریال مرد هزار چهره، مانند مارمولک از الگوی جابجایی استفاده کرده که بارها در سینما استفاده شده و معمولا جواب مثبت داده است. در مارمولک یک دزد در لباس یک روحانی از زندان فرار می کند و بعد مجبور می شود در هیات یک روحانی زندگی کند. این اجبار به تدریج منش او را تغییر می دهد و از او انسانی نیک و تاثیرگذار می سازد.  (بي بي سي فارسي)

*تکه کلام هایی که مهران مدیری همیشه در سریال هایش قرار می دهد به قصد این است که مورد استفاده مردم عادی قرار بگیرد. رواج این تکه کلام ها در میان مردم جامعه به نوعی آزمون و خطا و در نهايت نمایش قدرتی به نشانه پرمخاطب بودن سریال اوست .

*عده اي معتقدند مرد هزار چهره  آگاهانه طرح‌های موسوم به «ارتقای امنیت اجتماعی» را به باد انتقاد گرفت و عده اي ديگر هم در مخالفت با آن مي گويند مهران مديري به عنوان سوپاپ اطمينان نظام عمل مي كند و مي خواهد آن را به گونه اي توجيه كند چطور مي تواند از نيروي انتظامي بيرحمانه انتقاد كند و در مقابل ناجا تمام امكانات را به راحتي در اختيارش بگذارد.

*در اين طنز مديري به خوبي توانسته سيستم معيوب مديريت در ايران را به نمايش بگذارد . همچنين او يادآوري مي كند متاسفانه مسئوليتها و پستهاي حساس بر اساس تخصص و كارآيي فرد نيست بلكه به علت رانت و پارتي و حمايت يك سري افراد ساده لوح از شخص مورد نظر است .

*عده اي مي گويند اين داستان بر اساس داستاني از  عزيز نسين با عنوان كتاب " موخوره" و يا "پخمه" نوشته شده و عده اي ديگر هم مي گويند نام شصت چي و داستان دادگاه جنجالي او ما را ياد كرباسچي و دادگاه طولاني مدتش مي اندازد كه مدتي ايرانيان را مشغول خود كرده بود. البته داستان موخوره زياد ارتباطي به اين ماجرا ندارد اما پخمه قصه آدمی که او را همیشه اشتباهی می گیرند، البته در آن داستان آن فرد از موقعیت خود سو استفاده می کرد اما در اينجا  این فرد بیشتر قربانی می شود و از روی ناتوانی و بیچارگی در این موقعیت ها می افتد. اما كمي كه بر اوضاع مسلط مي شود "جو گیر" می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 14:34  توسط حسين امامي  | 

خب تا الان که نزدیک به شش قسمت از سریال های سیمای جمهوری اسلامی ایران به مناسبت ماه مبارک رمضان گذشته، فعلا پربیننده ترین سریال بر اساس نظرسنجی انجام شده در وب سایت سیمای جمهوری اسلامی ایران سریال "اغما" است.

اغما با نام قبلي «يد بيضا»، داستان زندگي دكتر طه پژوهان با بازي امين تارخ را دنبال مي كند كه يك پزشك فوق متخصص مغز و اعصاب است. او به دليل جراحي هاي موفقيت آميزش روي رزمندگان در جبهه ها به پنجه طلا معروف است  و همسرش را در عملی که هیچ تمایل نداشت انجام دهد از دست داد. بعد از عزلت و گوشه نشینی دوست و بیمار قدیمی اش به نام الیاس در ویلایی که در آن تنها زندگی می کند می آید و او را همدم می شود...

 اما آن چیزی که هم به نظر می رسد این است شیطان در وجود الیاس رخنه کرده است. الیاس یک "شیطان" است نه یک فرشته یا یک موجود زنده که در پی ایجاد شکی که برای دکتر پژوهان برای وجود خدا  پدید آمده به نزد او آمده است. این موضوع احتمالا در برنامه جمعه شب مشخص می شود.

سيروس مقدم، كارگردان اين سريال و همچنین مجموعه «نرگس» که در نوع خود کم نظیر بود سبکی را در به تصویر کشیدن عزاداری ها دارد که در هر دو سریال مذکور مشهود بود. در«اغماء» هم بر پرداختن كاملا مفصل به صحنه‌هاي عزاداري براي مرگ يك مادر تاكيد كرد.

اما مساله دیگر که نباید غافل شوید اسم این سریال است: "اغماء" معمولاً به عنوان حالتي از ناهشياري درازمدت تعریف مي شود که با فقدان آگاهي از محیط و بيدارنبودن همراه است. حال سوال بعدی است چرا اغماء؟ آیا دکتر پژوهان در اغما فرو رفته است یا مجددا فیلمنامه نویس می خواهد ما را گمراه کند؟

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 3:15  توسط حسين امامي  | 

فيلم غارت فروشگاه‌ شهروند حكيميه را ببينيد. در اين فيلم صحنه‌هايي از غارت ‌فروشگاه شهروند حكيميه ديده مي‌شو‌د. غارتگران اموال عمومي (یعنی همین هموطنان عزیز خودمان) با استفاده از هرج ‌و مرج ناشي از نا‌آرامي‌هاي سهميه‌بندي بنزين در شهر، اقدام به غارت اموال شهروند كردند.

به قول آقای دکتر محسنیان راد در سومین سمپوزیوم روابط عمومی که هفته پیش در تهران برگزار شد این کار سهمیه بندی بنزین یک کار کاملا روابط عمومی بود و با یک برنامه ریزی استراتژیک می شد جلوی وقایع مرتبط با آن را گرفت ولی غافل از مدیریت علمی در کشور

فيلم غارت اموال فروشگاه شهروند - منبع: خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 2:21  توسط حسين امامي  | 

سنتوري داستان زندگي جوان نوازنده و خواننده اي به نام علي است. از موقعي كه اعتياد علي به مواد مخدر افزايش پيدا كرده و شبها مست و پاتيل و يا نشئه از مصرف زياد مواد به خانه باز مي گردد، هانيه همسرش ديگر تمايلي به زندگي مشترك با او ندارد.

... دست اندركاران تهيه فيلم سنتوري با پشت سر گذاشتن يك برزخ چهارساله سرانجام فيلمي را توليد كردند كه بخش اعظم آن به دليل استفاده از صداي چاووشي (خواننده اي كه بنا به دلايلي از خواندن منع شده است) قابليت اكران نداشت.... از ديگر سو پوشش علي در سراسر فيلم عبا است. از آنجا كه عبا نماد پوشش قشر روحانيت و همچنين قشر متدين جامعه هنگام عبادت است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 12:0  توسط حسين امامي  | 

چند روز پیش بود فیلم سیمون Simone را دیدم با بازی تحسین برانگیز" آل پاچینو " و کارگردانی " Andrew Niccol ". ژانر فیلم کمدی، درام و فانتزی است. موضوع فیلم به نوعی ارتباط بین انسان و تکنولوژی را نشان می دهد.

داستان فیلم درباره کارگردانی است که به دختری پیشنهاد بازی در نقش اول فیلمش را می کند ولی دختر دعوت او را رد می کند. آل پاچینو که در نقش Viktor Taransky و آن کارگردان بازی می کند با استفاده از تکنولوژی و در فضای سایبر، زنی را که خود دوست دارد به تصویر می کشد به او نقش می دهد و آن زن ساخته شده در فضای مجازی می شود هنرپیشه نقش اول فیلم او.

 این زن که نامش سیمون است در واقعیت وجود ندارد ولی در کنار سایر بازیگران به ایفای نقش می پردازد. اما این موضوع را هیچ کسی نمی داند.

تا اینکه این فیلم تهیه شده چنان با استقبالی مواجه می شود که سیمون به عنوان "بهترین هنر پیشه زن نقش اول " برنده جایزه اسکار می شود و در همه جای شهر همه مردم نام سیمون را بر لب می آورند،از بازی حیرت آور او، از چهره معصومانه و زیبای او، از لبخندهایش و...

آل پاچینو به قدری با سیمون احساس نزدیکی می کند که دیگر دو شخص جدا از هم نبودند. به عبارتی او در تکنولوژی و مخلوق خودش غرق می شود و یکی می شوند.

روی عکس کلیک کنیداما زمان زیادی نمی گذرد تا جدایی آنها فرا می رسد و آن زمانی است که کارگردان، فیلم کوتاه دیگری برای سیمون می سازد به جهت دریافت جایزه اسکار. چرا که می بایست سيمون جایزه خود را در اسکار بگیرد. سیمون بابت دریافت جایزه با نام بردن از افرادی از آنها تشکر می کند جز کارگردان. البته آل پاچینو مخصوصا از خود تشکر نکرد چون این تشکر از خود معنا نداشت و همانطور که گفتم خود را با او یکی می دانست.

اما از این به بعد آل پاچینو شاهد این است که همه جا صحبت از سیمون است و سخنی از تارانسکی کارگردان نیست. در حالیکه او خالق سیمون بوده است. حتی در قسمتی از فیلم همسرش به او می گوید: اگر تو کارگردان معروفی شده به خاطر این است که سیمون تو را خلق کرده است نه اینکه تو خالق سیمون باشی.

اما کسی که این مساله را نمی داند. همه محو تکنولوژی شده اند درست مانند خود او. تا اینکه تصمیم می گیرد با این تکنولوژی مبارزه کند.

مجموعه آرشیوش را به دریا می ریزد و حافظه کامپیوترش را که همه درباره سیمون بود خالی می کند. در یک برنامه مطبوعاتی خبر تلخی اعلام می کند که سیمون برای همیشه از بین ما رفت!

تشییع جنازه برپا می کنند و قبل از مراسم خاکسپاری آل پاچینو دستگیر می شود به جرم قتل سیمون....

این فیلم را حتما ببینید. البته این 70 درصد فیلم بود ولی ارزش حداقل یکبار دیدن را دارد.

 

اما علاوه بر نکاتی که در لابلای متن گفتم موارد زیر نیز به مفهوم این فیلم می پردازد:

تکنولوژی، دنیای دیجیتالی و فضای سایبر همه را محو خودش کرده است. حتی سازنده آنها را. کمتر کسی نام خالق آنها را می آورد. اگر بگویند مخترع تلفن که بود؟ یا مخترع برق و... تقریبا خیلی از افراد می توانند پاسخ صحیحی بدهند ولی مخترع شبکه کیست؟ چه کسی اینترنت را اختراع کرد و...  کمتر کسی است که از آن اطلاع دارد چون همه محو این فن آوری ها شده اند.

حتی اگر انسان بخواهد آدمی نمی تواند دیگر در برابر فن آوری مقابله کند و مجبور است با او به صورت مسالمت آمیزی زندگی کند. یعنی رقابت با تکنولوژی معنا ندارد و جزیی از زندگی ما شده است... حال آیا می شود روزی فرا برسد که بازیگری وجود نداشته باشد و کارگردان از هنرپیشه های مجازی یک فیلم کاملا طبیعی بسازد؟

 

S1m0ne
STARS: Al Pacino, Catherine Keener, Rachel Roberts (III) and Jay Mohr
DIRECTED BY: Andrew Niccol

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 21:50  توسط حسين امامي  |