|
امروز ظهر از دانشگاه بر می گشتم چند قدمی ماشینم بودم و مشغول صحبت کردن با تلفن همراه که دو نفر سوار بر موتور تلفن همراهم را به سرقت بردند. اولش شوکه شده بودم ولی بعد از مدت کوتاهی به خودم آمدم. چندباری فریاد زدم آی دزد... بگیریدش اون موتوری رو... اما از جمعیت حدود 30 نفری که سواره و پیاده در آن کوچه بودند کسی کاری نکرد. به یک موتوری هم که گفتم آقا بیا بریم دنبالش. گفت من کار دارم و حوصله اش رو هم ندارم ... بین همه اینها یک خانم محترمی که پژو 206 داشت به من گفت بیا بریم دنبالش. خلاصه رفتیم و او هم از کوچه پس کوچه رفت و دیگر بی خیالش شدیم. تشکری کردم و برگشتم طرف ماشین و نهایتا منزل. خیلی روز بدی بود.
برای سوزاندن سیم کارت هم به یکی از دفاتر تلفن همراه مراجعه کردم. از آنجایی که قبض هام رو اینترنتی پرداخت می کردم و قبلا مخابرات از من قبول نکرده بود گفتم الان این رو قبول نمی کنه چون هیچ سند و مدرکی ندارم که بگم اینترنتی پرداخت کردم (پرفراژ شعبه یا مهر شعبه هم نداشت) جز یک کد و تاریخ که خودم نوشته بودم. البته سوابقش در حساب اینترنتی بانکی ام هست ولی به هرحال این دفعه را قبول کرد. سند و شناسنامه ام را هم برده بودم. ولی چون امروز پنجشنبه بود گفت شنبه سیم کارت قدیمی رو می سوزونن. سیم کارت جدیدش را هم همونجا تحویلم داد و گفت شنبه راه می افته. قراره 7000 تومان بیاد روی قبض این ماه. فقط دفتر مربوطه 100 تومن بابت کپی مدارکم از من گرفت.
اما چند تا توصیه و تجربه ای که از این ماجرا گرفتم:
1- داشتن دفترچه تلفن های قدیمی هنوز خیلی پرکاربرد هست حتی در ایامی این چنین.
2- در گوشی هاتون تصاویر و فیلم های خانوادگی به هیچ عنوان نذارید شاید یه روز آنها رو در بلوتوث دیگران دیدید یا در اینترنت.
3- سعی کنید پنجشنبه گوشی تان را ندزدند چون دفاتر تلفن همراه ارتباطات سیار هیچ کاری برای سوختن سیم کارت ها تا شنبه نمی کنه و کاری از دستشون بر نمی آید.
4- گوشی های گران قیمت نخرید و ترجیحا از handsfree در خیایان استفاده کنید.
5- در مواردی که کسی به کمک کسی احتیاج دارد بی تفاوت نباشیم. اگه اون خانوم محترم هم کاری برای من نمی کرد واقعا دیونه می شدم که چرا اینقدر تنهام و نسبت به هم بی تفاوتیم. به ایشون گفتم: بین اون همه جمعیت فقط شما مرد بودی. واقعا خدا به ایشون و خانواده اش سلامتی بده.
به هرحال از همه بدتر برای من، اون شماره تلفن هام بود. چون جز در تلفن جایی دیگر یادداشت نکرده بودم. در حافظه گوشی(Memory) هم چیز خاصی نداشتم. و فقط نگران از دست دادن آن شماره هام هستم. لذا از اساتید، همکلاسی ها، خبرنگاران و همکاران روابط عمومی و همه دوستان عزیزم... که شماره ای از آنها داشتم خواهش می کنم یا به صورت ایمیل و یا در ادامه همین مطلب شماره شان را به صورت خصوصی برایم بگذارند. چون تمام دفتر تلفن من در سیم کارتم بود. ضمن فراموش نکنید قسمت "نظر بصورت خصوصی برای نویسنده وبلاگ ارسال شود" را حتما تیک بزنید. ممنونم
|